سرعت پرس — در شرایط اقتصادی سخت ناشی از تحریمها و تنگناهای مالی، به نظر میرسد نگاه بخشی از جامعه و حتی برخی محافل تصمیم گیر به بابک زنجانی (به عنوان نوعی منجی اقتصادی) تغییر کرده است.
تعلیق حکم اعدام وی، آزادی نسبی اش در نقد صریح رفتار دولت مردان و نبود واکنش منفی گسترده نسبت به توییت ها و ادعاهای پررنگش، همگی نشانه هایی است که این فرضیه را تقویت میکند. مردی که سال ها با پرونده های سنگین اقتصادی رو به رو بود، حالا در فضای عمومی با پروژه ها و ادعاهای بزرگ تری ظاهر میشود و کمتر کسی در موضع قدرت او را به چالش میکشد.
اکنون در چنین فضایی، نام زنجانی دوباره به میان آمده است. او پس از سال ها حبس و حاشیه های پررنگ، حالا با هلدینگ دات وان در عرصه های مختلف اقتصادی فعال شده و این بار نگاهش را به یکی از بزرگ ترین خودروسازان کشور دوخته است: سایپا.
او در نشست های اخیر و پیام های پیاپی خود ادعا کرده که پیش از تنش های نظامی اخیر، پیشنهاد خرید سایپا را با رقم دو میلیارد دلار روی میز گذاشته بود. به گفته او، در آن مقطع ارزش اسمی شرکت حدود یک میلیارد دلار برآورد میشد که بخش عمده این رقم عملاً برای پوشش بدهی های سنگین در نظر گرفته شده بود. او میگوید پیشنهادش دو برابر آن رقم بود، اما در ابتدا جنگ و سپس آنچه او «جنگ قدرت میان افراد» میخواند، مسیر را منحرف کرد.
این ادعاها در فضای عمومی بازتاب گسترده ای یافته، اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. فرآیند واگذاری حدود ۴۲ درصد سهام تودلی سایپا هنوز به مرحله عرضه نهایی نرسیده است. موانع حقوقی و بانکی، از جمله وثیقه بودن بخشی از این سهام نزد بانک ها و نیاز به ارزش گذاری مجدد، همچنان پابرجاست. علاوه بر این، چندین متقاضی دیگر از جمله یکی از خودروسازان کرمانی و برخی قطعهسازان و بنگاههای مالی و صنعتی نیز در صف خریداران سایپا هستند و هیچکدام رسماً کنار نکشیدهاند؛ امری که کار را برای زنجانی سختتر میکند.
درواقع تحلیل وضعیت نشان میدهد که ماجرا فراتر از یک معامله ساده سهام است. سایپا نه تنها یک شرکت تولیدی، بلکه نمادی از ساختار پیچیده مالکیتی و مدیریتی صنعت خودروست که سالها میان دولت، شرکت های زیرمجموعه و منافع متداخل گیر کرده است. خصوصی سازی واقعی در چنین فضایی بیش از پول نقد، به شفافیت منابع مالی، اعتماد نهادی و توان مدیریتی نیاز دارد. سابقه زنجانی، هرچند در سال های اخیر با پروژه هایی در حوزه ریلی، تاکسی های برقی و فعالیت های فناوری همراه شده، اما همچنان سایه سنگینی از ابهام و حساسیت سیاسی بر سر راه او انداخته است.
از سوی دیگر، خود زنجانی نیز مسیر موازی را باز کرده است. دات وان از زمینی ۴۰۰ هکتاری در اراک برای تولید خودرو سخن میگوید، مذاکرات اولیه ای با شرکت های خارجی مانند بی وای دی را مطرح میکند و بر توسعه ناوگان حمل و نقل و تاکسی های برقی تمرکز دارد. این رویکرد نشان میدهد حتی اگر خرید سایپا به نتیجه نرسد، او قصد دارد سهم خود را در صنعت خودرو از مسیر دیگری بگیرد.
پیش بینی واقع بینانه ما این است که واگذاری کامل سایپا به زنجانی در کوتاه مدت محتمل نیست. موانع ساختاری، رقابت سایر بازیگران و حساسیت های سیاسی، وزن سنگینی در این جا به جایی دارند. در عین حال محتمل تر آن است که فرآیند خصوصی سازی (بخوانید فروش سایپا) با تأخیر و شاید به شکل کنسرسیومی و با شرایط پیچیده تری پیش برود. در این میان به نظر میرسد زنجانی و دات وان انرژی خود را بیشتر روی پروژه های مستقل متمرکز کنند.
نهایت باید تأکید کنیم که پرونده سایپا آینه ای از چالش بزرگ تر اقتصاد ایران است: تمایل به خصوصی سازی در کلام، اما دشواری اجرای آن در عمل.
هرچند زنجانی با ادعاهای پرطمطراق و توییت های پی در پی خود این پرونده را داغ نگه داشته است، اما نتیجه نهایی هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. صنعت خودرو خیلی وقت است که منتظر تصمیماتی شفاف تر و مدیریتی کارآمدتر است.
لینک کوتاه مقاله: https://soratpress.ir/?p=56548












